بيوگرافي ماهسون خواننده تركيه اي
نوشته شده توسط اکبر پرستار در ساعت 22:57

بیوگرافی " ماهسون "
هر آدمی که زندگی می کنهدارای یک رویا یک زندگی نامه و یا یک رمان هست. مال یکی حزن آور ویکی پرنشاط ویکیزندگی تاریکی داره. هر انسانی از تاریکی می آد وبه تاریکی می ره. شما توان تعقیبسالهای مه آلود گذشته رو ندارید. در این نوشته تنها بخش کوچکی از زندگی من رو میتونید پیدا کنید.مادرم فاءقه آریک و پدرم چرکزبازنجیر در یک بیمارستان دولتی دربینگل با هم آشنا میشن وازدواج می کنن.مادرم از شوهر قبلی خودش دارای سه فرزند و ازدیگر شوهرش صاحب یازده فرزند شد که اونها رو تا حد جدایی پیش برد. مادرم من رو چهارماه حامله بود که از پدرم جدا شد و به دیار بکر کوچ کرد.چهارمین و آخرین بچهء خودشرو به دنیا آورد و اسمش رو عبدالله گذاشت. عبدالله اسمی است که مادرم روی من گذاشت. در پنج سالگی با تعویض شناسنامه توسط پدرم اسمم ماهسون شد.
دیاربکر:
بهعبارتی دیگر دیاربکر با تاریخ 9000 ساله و اولین مرکز مس**** دنیا و منطقهء گستردهتمدن انسانیت با تاریخ وخاک جادویی. دیاربکر سرزمین ضیاءگوکالپ ها وعلی امری ها- سلیمان نظیف ها و احمد عارف ها و سرزمین بلبل ترانه ها جلال. دیار بکر سرزمین خوشآوازه خوان ها سرزمین مارها ، عقرب ها، رنج ها، سختی ها و به همان اندازه دیار بکرسرزمین پر غرور.
در منطقهء عرب شیخ این شهر در خانه ای که مجموعا" یک اتاق داشتبه دنیا اومدم. برادرهای ناتنی ام که از شوهر قبلی مادرم بودند (اسماعیل آریک ،محمود اریک و مصطفی آریک) از به دنیا آمدن من خیلی خوشحال شدند و منو مثل برادر تنیخود بزرگ کردند.من شوکت پدری رو از اونها دیدم چون اصلا" پدرم رو نمی شناختم. اولینبار پدرم رو یه دفعه در 6 سالگی از دور دیده بودم. از شش سالگی به بعد در بعضیتعطیلات شش ماهه که به دیدار مادربزرگم می رفتم پدرم و بقیه برادرانم رو تنها دراون زمان می تونستم ببینم. دوره ابتدایی رو در مدرسه ابتدایی سلیمان نظیف و دورهراهنمایی رو در مدرسه علی امری و دبیرستان رو در مدرسه جمهوریت دیار بکرخوندم.
شروع موسیقی:
پسر خاله ام آیخان باران در بین آقوام آدم دوست داشتنیای هست و خیلی هم خوب ساز می زد. دفعه اول در برابر آیخان لرزان لرزان اولین شعریرو که یاد گرفته بودم خوندم. آیخان تحت تاثیر صدام قرار گرفت.از اون روز به بعدآیخان کار مداوم رو با من آغاز کرد. حضور اول من در صحنه در دبیرستان جمهوریت بهتحقق پیوست. مادرم و برادرانم دکتر یا مهندس شدن من رو میخواستند. تاثیر موسیقیروی من خیلی زیاد بود. هر روزم با موسیقی می گذشت.در ذهنم آواز خواندن در کنسرت هارو پرورش می دادم. به سختی می تونستم تصمیم بگیرم که مهندس خواهم شد یا دکتر ویا یکهنرمند.در سال 83 و 84 در فستیوال دیار بکر در مسابقات آواز خوانی برای مطرحشدن خودم رو آزمودم. در دومین دوره شرکت در مسابقات برای اول شدن مصمم بودم. در سال 84 در دیاربکر کاست آماتوری من توسط یک راننده اتوبوس ( محمد تاریح) به گوش تهیهکننده ای به نام مصطفی گونش رسید و مصطفی گونش صدای منو خیلی پسندید و منو بهاستانبول دعوت کرد.برای موفقیت و رسیدن به هدفم 1800 کیلومتر مسافت روبه اون شهرکهن طی کردم. سوالات زیادی در ذهنم وجود داشت. در بین میلیون ها نفر انسان در درچنین کلان شهری چه کسی می دونه که زندگی چقدر سخته؟ خیالات و امیدهایی داشتم اما ازیک طرف ترس و وحشت هم داشتم.زندگی تا پایان عمر ، برای دنیا ، عشق، غم، حسرت، غربت. مجادله من در سال 84 در ماه سپتامبر با ورودم به استانبول شروعشد.
استانبول:
جایی که همسایه همسایه رو نمی شناسه ، آدم آدم رو نمیشناسه،این شهر استانبوله. چطور ساکنان استانبول به اونجا کوچ کردند و اومدند همترسناکه هم پر رمزو راز و هم باز پس گیری شهر ( از دست قوم اشغالگر شهر) به نظر منخیلی زیباست. چگونگی اون رو هیچکس به درستی نمی دونه.آلبوم اولم رو در سال 84در ماه کاسیم ( نوامبر) به دنیای موسیقی عرضه کردم. در پی اون 7 آلبوم دیگهاومد5 .سال تموم گذشته بود. در این مدت خونه ام اتاق شماره 314 هتل لاله بود.اینهتل در جاده مسیح پاشا گل سرسبد هتل ها بود. در سال 89 تصمیم گرفتم برای تهیه البومو هرچه زیبا شدن کارهام در موسیقی و وارد شدن به عرصه کنسرواتوری در امتحان دانشگاهشرکت کنم. دانشگاه دولتی فنی موسیقی ترک.
سالهای کنسرواتوری:
مکان اجرایموسیقی. اولین کنسرواتوری موسیقی ترک در ترکیه.در سیاست موسیقی مدرسه موسیقی کمبود. اما چه افسوس که در اثر سستی دولت یک مدرسه موسیقی موجود بود. در مقابل اینسیستم آموزش ضعیف من اراده قوی ای داشتم. مدرسه آموزشی هنرمندان ترکیه متاسفانه بهدست فراموشی سپرده شده بود و دیگر یک موسسه مورد علاقه نبود و ارزشی نداشت. جهانیشدن هنر مرهون ارزش پیدا کردن هنر میان جوامع و مردم هست. امیدوارم سیاستمردانی کهبه هنر و هنرمند ارزش قایل میشن مسوول موسسه های آموزشی بشن.
بازگشت بهموسیقی:
در سال92 با حلمی توپ اوقلو آشنا شدم که به من پیشنهاد یه البوم کرد. منبا این پیشنهاد که بعد از 4 سال به من شده بود در سال 93 با آلبوم نامی عالم بویساکار حرفه ای خودم رو آغاز کردم.
ورود به صحنه:
در سال 94 در کازینوی چاکیل بههمراه بولنت ارسوی ( خواننده) به صحنه رفتم.
اولین سریال:
در سال94 برایاستار تی وی سریال عالم بویسا رو در چند قسمت کار کردیم.
در سال 93 بود که مصممشدم به:صلح،دوستی،برادری،ساخت اثری جهت محبت،با هم بودن ،دین،زبان،مذهب،یهدیدسیاسی جداگانه.
با عصر تکنولوژی همراه شدن.یک موزیسین تولید کننده ومدیروسازمان دهنده باشم.سرمایه گذاری برای موسیقی.نمونه کامل یک هنرمندبودن. دست کم هر 2.5 و یا 3 سال یک آلبوم ساختن.با زنان به برنامهنیامدن.تصدیق اولین ها. (آماتور ها)به با ارزش ترین انسان ها اهمیت قایلشدن. سالی که در استانبول بودم هر روزش جدا ، هر لحظه اش یک غم جداگانه و یکمجادله در سالهای مه آلود گذشته مقاطع رو گذروندم

 



تقدیم به تمامی عاشقان گوکان وزن
نوشته شده توسط اکبر پرستار در ساعت 22:39



زندگینامه گوکان اوزن هنرمند پرطرفدار و محبوب ترک از زبان خودش (نشریه افتخار): تصوير گوكان اوزن
نوشته شده توسط اکبر پرستار در ساعت 12:00

 

زندگینامه گوکان اوزن هنرمند پرطرفدار و محبوب ترک از زبان خودش (نشریه افتخار):

 

تصوير گوكان اوزن

روز بيست و نهم ماه کاسيم (مطابق با ۱۰ آبان تا ۹ آذر) ۱۹۷۹ چشمانم را به روی دنيا باز کردم .سرنوشتم برای موسيقی نوشته شده بود بلکه .....چه کسی فکرشو ميکرد از توی کوچه های قديمی و حسرت خورده آنکارا سر ازاستانبول در بيارم , دور و بر موسيقی ..... سوز جدايی از بدرقه کنندگانم و منتظر شدن برای اون اتوبوس اوليه (قديمی) به راه هيچ کس نيومده , افتادم توی اين شهر بزرگ ؛ با خودم می گفتم :" شايد تو اين شهر تنها و غريب بشم دانه های اشک بی صدای افتاده از چشمانم انتقام خاطره هام بود. همچنين برای اومدنم تخمهای کاشته شده موفقيت رو باقطره های اشک خيس ميکردم. به هر حال بر احساساتم غلبه شد , در نتيجه اين يک غريبه بود , اما از زمانی که قلم به دست گرفتم ديگه خودمو گم نکردم. مخصوص شدن اگه مثل يه شئ باشه رو نخواستم.ميخواستم آنطور باشم که در آهنگهام صحبتهای نوشته شده ام رو به اندازه بزرگی دلم بريزم. جوری غريبه شدم که منحصر به فرد بود ....

کارهايی رو که از روز تولدم تا به امروز انجام دادم :

۱۹۸۵ تا ۱۹۹۶: دوران ابتدايی , راهنمايی , دبيرستان و بعد از اون سالهای مربوط به دانشکده آنکارا

 ۱۹۸۶ تا ۱۹۸۸ : در اوپرا و نمايش دولت آنکارا و گروه موسيقی دسته جمعی خيلی بچه پر سرو صدا و فعالی بودم

۱۹۸۸ تا ۱۹۹۳ : درT.R.T آنکارا و بچه های گروه T.S.M زير دست استادان و هنرمندان خيلی با ارزشم در راديو در گروه موسيقی دوام آوردم. برای من وضعيت موسيقی حقيقتا مثل توصيفهای دوران مدرسه بود .

۱۹۸۸ تا ۱۹۹۷ : در يک آن به نواختن گيتار کلاسيک روی آوردم و سالهايم را با نواختن های هدفدار پشت سر گذاشتم.( بعد از سالهای ۱۹۹۰ به بعد کار هدفدار با سازها رو شروع کردم و مستقيما به نواختن اونا اقدام نمودم )

در سال ۱۹۹۶ : ستاره دانشگاه تکنيک استانبول و دانشکده دانشهای اقتصادی اداری , در قسمت سود اقتصادی , در استانبول پيشرفت کردم ( دانشگاه رو به خواسته های بزرگ ديگرم در استانبول ترجيح دادم و سود و منفعت طبيعی که از دانشگاه بردم رو يه تصادف نميدونم )

در سال ۱۹۹۷ : برنامه راديويی Tatlises

سال ۱۹۹۸ : در آکادمی استانبول گيتار کار کردم

سال ۱۹۹۹ : برنامه زنده موسيقی Best FM - Best TV ( GÖKHAN ÖZEN'LE CANLI CANLI )

سال ۲۰۰۰ : اولين آلبومم به نام " ÖZELSIN "

سال ۲۰۰۱ : دومين آلبومم بنام " DÜMAN GÖZLÜM "

سال ۲۰۰۳ : سومين آلبومم به نام " CIV CIV "

سال ۲۰۰۳ : زمانيکه در امتحان ورودی دانشگاه استانبول در سال ۲۰۰۳ دانشجوی دانشکده فنی علوم شدم به قسمت روانشناسی راه يافتم ( رشته روانشناسی رو برگزيدم )

سال ۲۰۰۴ : در ۱۴ شباط (مطابق با ۱۱ بهمن تا ۸ اسفند) ۲۰۰۴

روز مخصوص عاشقان سی دی خاطره انگيز" ؛Her şeyde biraz sen varsin "تو در هر شئ يه مقدار وجود داری "

سال ۲۰۰۴ : آلبوم چهارمم به نام " ASLINDA "

سال ۲۰۰۷ : پنجمین آلبوم به نام " RESIMLER & HAYELER "

سال ۲۰۰۸: آلبوم  Akustik Konser

سال ۲۰۰۸: آلبوم Biraz Ask Lazim

سال 2010:آلبوم Daha Erken

مطالب مرتبط
پيدايش موسيقي اذري

 



عکسهای از تارکان یکی از خواننده بزرگ ترکیه
نوشته شده توسط اکبر پرستار در ساعت 11:54

برای دیدن عکسهای بیشتر به ادامه مطلب بروید



درباره پیدایش هنر و موسیقی اذری
نوشته شده توسط اکبر پرستار در ساعت 11:49


متأسفانه اطلاع زيادي از موسيقي آذربايجاني در قبل از اسلام در دست نيست . با اين حال ميتوان حدس زد كه آذربايجان به لحاظ اعتبار و اهميتي كه در دوران مادها، هخامنشيان و به ويژه سامانيان داشته، از جستارهاي فرهنگي و موسيقيايي آن زمان دور نبوده است . كه موسيقي رايج در دربار ساساني در آذربايجان نيز جاري بوده است. مورخان تاريخ موسيقي و صاحبنظران اين علم، قدرت موسيقي ايراني را به دوران باريد و ديگر نوازندگان اين دوره مي رسانند . به نظر آنان باريد خالق 7 خسرواني و 30 لحن و 360 دستان بود . مجموعه اين تقسيمات كه بر اساس هفته و ماه و سال صورت گرفته است ، خسروانيهاي باربد را تشكيل ميدهند.
در اين مدت ، در آذربايجان چه گذشت ؟ پس از دوره اسلام ، آذربايجان به مدت 5 تا 6 قرن محل حكومت پادشاهاني بود كه اگرچه در كليتي از خليفه بغداد اطاعت مي كردند، ولي در امور داخلي خود مستقل به شمار مي آمدند. وهسودان و منوچهر از خاندان رواديها از اين گروه بودند . در دربار اينان همواره شاعران ، نويسندگان و موسيقيدانان بسياري مي زيستند كه گاه برخي از آنان از ظلم حكام شرق ايران گريخته بودند.
همان طور كه در عرصه ادبيات حوزه هاي ادبي در تبريز و اصفهان و شيراز و خراسان به وجود آمد ، در عرصه موسيقي هم چنين امري حادث شد . در واقع موسيقي هم چون ديگر هنرها در حوزه هاي ذكر شده به حيات خود ادامه مي داد . حوزه ادبي تبريزو آذربايجان در قرن ششم تا نهم همان طور كه در عرصه ادبيات مهد نام وراني چون نظامي و خاقاني بود ، در موسيقي نيز خاستگاه بزرگاني چون صغي الدين ارموي (693 ـ 613 قمري ) و عبدالقادر مراغه اي (قرن نهم هجري شمسي ) بود ؛ كساني كه بر موسيقي ايراني تأثيرهايي گذاردند كه هنوز پايه هاي اتكاي اين موسيقي به شمار مي روند. از طرف ديگر فعاليت هنرمندان آذربايجاني و موسيقيدانان اين ديار منجر به پيدايش موسيقي مقامي آذربايجان گشت

 



عکسهای امراه
نوشته شده توسط اکبر پرستار در ساعت 11:41




امر اه
نوشته شده توسط اکبر پرستار در ساعت 11:26



صفحه قبل1...212223صفحه بعد

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران